تبليغاتX
این یک شعر نیست
پنجشنبه 30 فروردین1386
عطر گل یاس !

 

 

اول تو سخن بگو ، که آغاز توئی

جادوی سخنگوی سخن ساز توئی

من در سخنم اگر به پرواز آیم

ای بال سخن ، مجال پرواز توئی ! ۱

 

سلام .

این روزا زیباترین بهار عمرم رو سپری می کنم و

نمی دونم چطور خدای خودم رو به خاطر همهء

بهترین هایی که بهم داده شکر بگم .

عشق ، نعمت و رحمت بزرگیه که اگه از سینمون

کوچ کنه ، هیچ ثروتی نمی تونه جاشو بگیره و من

به لطف اون که مهربون ترینه ، هر روز عاشق ترم!

دیر اومدم که با یه غزل بیام ولی این روزا نفس

نفسم شده ترانه ، نمی دونستم با چه وزن و

آهنگی بنویسمشون .

سال تحویل امسال برای اولین بار بود که از شادی

جیغ نکشیدیم و هلهله نکردیم . خدا سر هفت

سینمون نشسته بود و همه از فرط شوق برای

اولین بار وقت سال نو اشک ریختیم .

خواستم تفاُلی به حافظ بزنم ولی دستم سمت

قرآن رفت و ...

¤¤... پس دعای شما را اجابت کرده (وعده داد) که

من سپاهی منظم از فرشتگان بر شما می فرستم و

این فرشتگان را خدا نفرستاد مگر آنکه مژدهء پیروزی

باشد و دل های شما را مطمئن  سازد که نصرت و

پیروزی نیست مگر از جانب خدا که خدا در کمال

قدرت و حکمت است.¤¤ ۲

شما اگه جای من بودید چی می گفتید؟!

برام دعا کنید که قلباً اعتقاد دارم ، هر اونچه خیر در

زندگیم هست ، از دعای عزیزانمه و حضور عشقی

توی قلبم که با تمام عالم و دنیا عوضش نمی کنم!!!

این شعر رو خوندم و دیدم شاید اگه منم می

خواستم توی این حال و هوا شعر بگم ، همین حرفا

رو می زدم .

 

بهاری تازه ای در روز های زرد و تکراری

که در گلدان دستت فرصتی از عاشقی داری

 

و چشمانت تمام آسمان را در خودش دارد

تمام آسمان ، راه فرار از چار دیواری!

 

و لبخندی که آغاز تمام مهربانی هاست

سلام عشق ،فروردین باران می شود ،آری... ۳

 

قبل از خدا حافظی دلم می خواد به پیمانه - خواهر

یکی یه دونهء مهربونم-بگم : اگه نبودی شاعر نمی

شدم ! دوسِت دارم .

 

یاعلی

 

 

۱- م . سالک  

۲ - آیات ۹ و ۱۰ سورهء مبارکهء انفال. 

۳ - سرکار خانم نوشین نامداری.

 

 

+ 18:1